ناظر یعنی کسی که مدام آینده خودش رو تصور می کنه! ‍‍‍‍‍‍‍

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
18 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
17 روز قبل

سلام وارادت خدمت استاد بزرگوار در قسمت اول من بیشترین قسمت درآمدم رو میگذاشتم کنار مبادا اتفاق بدی بیافته و دقیقا هم همین طور میشد وبا گذشت زمان من خونه ثبت نام کردم وپس اندازم می‌زارم قسط خونه وبه شکل معجزه آسایی مشکلاتم خیلی کمتر شدوقسمت دوم من خیلی سالها در فرکانس غم بودم یا درگذشته سیر میکردم یا آینده ولی الان به لطف خدا و راهنمایی های استاد وتلاش روی فرکانس پذیرش هستم که همه چیز دنیا درسته اون بازتاب درون منه،خودخوری ونجواهای درونم که همیشه درگیر بودم خیلی کمتر شده ومن معتقدم آگاهی روزیه وخدا روشکرمیکنم که نصیبم شد

آخرین ویرایش 17 روز قبل توسط فاطمه شاهرضایی
نسرین میرشفیعی
نسرین میرشفیعی
16 روز قبل

درمورد یک فکر منفی
من دوسال پیش که ماشینم را خریده بودم مرتب فکر می کردم دزد بهش می زنه و دقیقا سه مرتبه بهش دزد زد

نسرین میرشفیعی
نسرین میرشفیعی
16 روز قبل

همیشه تصورم از خودم آدمی قوی بود و چنین هم شد

مبصری
مبصری
16 روز قبل

سلام و ارادت. من درمورد کارم همیشه فکرمیکردم نمیتونم موفق باشم یا لایق نیستم و خیلی کند پیش میرم تا حدودی میشه گفت درجا میزنم
درمورد مثبت اینکه با گذروندن دوره و شناختن خودم و تکنیک درخواست و… همه چی تغییر کرده و راه‌ها برام باز شده
خداراشاکرم🙏

فرشته میر
فرشته میر
16 روز قبل

با سلام
من این حالت تصور کردن و تو زندگیم خیلی داشتم از همون نوجوانی ،حالا شاید اون موقع خیال پردازی اسمش و میذاشتم ولی بعدها متوجه شدم من به همه ی تصوراتم رسیدم،حتی اینکه دوست داشتم وتصورش می کردم .کسی که قراره همسر آینده ام بشه کارمند بانک باشه و همونم شد. و خیلی چیزهای ریز و درشت و دقیقا این تصورات و قبل خواب انجام می‌دادم.

شیرین
شیرین
16 روز قبل

درود وقتتون بخیر
خدا رو شکر هیچ وقت تفکر منفی نداشتم و چیز بدی در زندگیم جاری نشده .

معصومه دهقان
معصومه دهقان
15 روز قبل

در تمرین اول در گذشته همیشه از افرادی که خیانت میکردن بیزار بودم و تصورم این بود که من هیچ وقت نمیتونم ببخشم و تحمل کنم و دقیقا در این شرایط قرار گرفتم و خیلی جالب بود که قبل از اینکه متوجه بشم یک روز تمام افکارم رو سپردم به خدا و گفتم خدایا من خسته شدم از این همه شکاکی و فقط خودت باید آرومم کنی من دیگه نمیتونم اینجور زندگی کنم و انگار معجزه ایی درون زندگیم اتفاق افتاد که باور کردنی نبود
در تمرین دوم خیلی حالم متغیر هست ولی در مجموع خیلی بخشش و کنارگیری در من هست حس تنهایی همیشه همراهم هست

زهرا خوبان
زهرا خوبان
15 روز قبل

سلام من بیشتر مواقع در فرکانس خوش بینی و احترام هستم
گاهی هم ترس و نگرانی

مرضیه رضائی
مرضیه رضائی
15 روز قبل

من همیشه ازاینکه پسرم مانند پدرش درسخوان نشه میترسیدم ودقیقا هم اتفاق افتاد ودر مقابلش با ذهنیت مثبت هم اتفاقات مثبت برایم رقم خورده.در مورد جدول هم من اکثر درحالت پذیرش واشتیاق هستم،کلا سازگاری بالاس واز خیلی از مسائل حاشیه ای رد میشوم وبرای خودم بزرگش نمیکنم ،به دیگران احترام می گذارم وهر حالی هم میروم قائل احترام هستم وامور خوش انرژی هستم که بقیه دوست دارند کنارم باشند
خدا راشکر

زهرا آهن پور
زهرا آهن پور
13 روز قبل

سلام استاد بزرگوار.من همیشه برام سوال بود که چرا هر وقت در موردی دلم برای کسی میسوزه دقیقا همون اتفاق برای خودم میفته؟ الان با توجه به فرمایشات شما دلیلش رو فهمیدم که چون من به اون اتفاق که برای طرف مقابلم افتاده بود ناخواسته احساس میدادم این اتفاق برای خودم می افتاد . پس باید وقتی دلم برای کسی میسوزه براش طلب آرامش کنم و سریع فکرم رو به جای دیگه ای منتقل کنم تا اون احساسه نیاد. ممنون از راهنمایی هاتون.پایدار باشید

ملیحه عظیم نژاد
ملیحه عظیم نژاد
13 روز قبل

با سلام من با مرور به حوادث زندگی ام به این نکته پی بردم که همیشه خودم رو نادیده گرفته ام از همه جهات همیشه به همه عشق دادم به جز خودم با همه در صلح بودم به جز خودم و در بعضی اتفاقات حتی خودم رو کم دیدم،و در مورد قسمت دوم سوال اینکه در بیشتر اوقات در حالت صلح هستم و گاهی هم غم
امیدوارم با کمک شما آگاهی کسب کنم که میدونم خیلی از مشکلاتم حل میشود

لیلا
لیلا
13 روز قبل

سلام روز خو‌ش در مورد تصورات من در مورد فرد عزیزی در زندگیم مرگش رو تصور می‌کردم مجلس ختم تدفین همه مراسمات رو تصور می‌کردم که متاسفانه این اتفاق افتاد و از اون ببعد سعی کردم اتفاقات منفی رو توی ذهنم تصور نکنم البته ذهنم میره بسمتش ولی سریع محیط رو ترک میکنم و خودم رو با ماری سرگرم میکنم که بسمت افکار منفی نرم در مورد جدول فرکانس من بیشتر احترام و بخشش و گاهی حسرت رو دارم

ملیحه علیزاده
ملیحه علیزاده
13 روز قبل

سلام ودرودخدمت استادفهیم وآگاه
من فلش بگ که زدم دیدم زمان مجردی فقط میگفتم همسرم چهارشونه وقدبلندباشه ،خوش اخلاق باشه،وهمینطورهم شدشکرخداولی الان میگم ای کاش اون زمان به این آگاهیهادسترسی داشتم درخواست‌های عمیق‌تری میکردم خانواده میگفتن درآمدکم میشه ساخت ولی بداخلاقی نمیشه واین ملکه ذهنم شد درخواست نمی‌کردم ولی الان میفهمم اونم سختی خودشو داره وبایداحساس ودرخواستهاکاملترباشه

سمیه
سمیه
9 روز قبل

من همیشه حس بی کفایتی و کم اززشی نسبت به کارم داشتم و میگفتم من موفق نمیشم و این باعث شد سالها بگذره و من یا پیشرفتی نداشته باشم یا اگه پیشرفتی میکردم چشمام اون رو نمی دید. یک مدت شروع کردم و به خودم گفتم من لایق همه چیز هستم و کم کم گشایش ها ایجاد شد پیشنهاد کاری گرفتم با فیدبک مثبت