تمرین تا جلسه سوم

هر شخص سه سیستم‌عامل پرتکرار خودش را انتخاب کند.

برای هرکدام بنویسید:

سیستم‌عامل:

مثلاً کمال‌گرا

در کدام بُعد زندگی فعال است؟

مثلاً کار

اولین بار کجا نصب شد؟ مثلا خونه پدری

چه کسی گفت؟  مثلا پدرم

چه جمله‌ای گفت؟

چه اتفاقی افتاد؟

چند سال است این برنامه اجرا می‌شود؟

آیا من وضعیت زندگی آن شخص را الان کاملا قبول دارم؟

 

لطفا تمرین جلسه اول را همچنان ادامه دهید 

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
29 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
17 روز قبل

اولین سیستم عامل من مقایسه گر هست که خودم وزندگیم بادیگران مقایسه میکردم ازمادرم درخانه پدری بمدت سن خودم،دومین سیستم عامل کنترل گربازم خانه پدری توسط پدرم،پدرم هیچ وقت در زمان حال زندگی نمیگرد بشدت در آینده بود،سومین شخصیت نگران که این شخصیت بعد ازدواج باتجربه های تلخ شکست های پی در پی بمدت24سال و من فقط در مورد کار ورفتار همسرم نگرانم که پدرم در قید حیات نیستن وزندگی مادرم هم برای جذابیت نداره

زهرا آهن پور
زهرا آهن پور
16 روز قبل

سلام. اولین سیستم عامل من شخصیت نگران هست از کودکی همیشه پدر و مادرم نگران بودند. حتی وقتی همه چیز خوب پیش میرفت دنبال مشکل و غصه میگشتند.
دومین شخصیت قربانی هست که بیشتر از پدرم به من رسیده. پدرم همیشه خودش رو قربانی خانوادش میدونست.البته واقعا هم مورد ظلم واقع شده بود و همین باعث افسردگیش و متاسفانه بیماری و مرگشون شد.من هم همیشه احساس میکنم هم در خانواده و هم در محیط کار مورد ظلم قرار گرفتم و به حقم نرسیدم.
سومین شخصیت کمال گرا هست.همیشه در خانواده به ما گفته شده که فقط وقتی کاری رو قبول کنیم که به بهترین شکل قبول کنیم وگرنه حقوقمون حلال نیست. یعنی وقتی کاری را قبول میکنم از جونم مایه میزارم و جرئت ندارم قسمتی از آن رو به کسی واگزار کنم و اگه یک درصد نتونم آن جوری که میخوام انجام بدم عذاب وجدان پیدا میکنم

سحر مویدی
سحر مویدی
16 روز قبل

سلام
شخصیت نگران وکنترل کننده محیط خانواده در کودکی من به این شکل بود
مقایسه گر قبلن خیلی انجام میدادم الان نه
من دورهدهای زیادی گذروندم اما در حوزه مالی لنگ میزنم واقعا علت این رو نمدونم چیه نه زیاد شنیدم اما هنوز مصمم هستم
باور مالی من خرابه و دارم روش کار میکنم
بعد خانواده من در کودکی بعنوان یه فرد ضعیف شناخته میشدم به خاطر همین این باور در من شکل گرفته بود به کم قانع باشم اما الان این باور در این چند سال تغییر دادم جوری که یک کتاب تالیف کردم
در زمینه سلامتی قبلن خراب اما الان دارم با ورزش کردن باور بیمار بودن رو حذف میکنم
ونتیجه خوبی تا به الان گرفتم
علت عدم موفقیت خودم رو دقیق نمدونم اما احساس میکنم خودم رو خیلی دست کم میگیرم
در رابطه با ارتباطم با خدا سختترین اتفاقات رو در طول زندگیم تجربه کردم اما همیشه میگم خدا در حال دیدن من است ومن رو حمایت میکند ازش عبور میکنم وتا به الان هم همینگونه بوده

سحر مویدی
سحر مویدی
16 روز قبل

من شخصیت کمالگرا را در گذشته داشتم زیاد ونمیتونم بگم الان کاملا رفع شده

بتول کریمی
بتول کریمی
15 روز قبل

من سیستم عامل کمال گرا رو در گذشته داشتم که بعد از اشنا شدن با خانم دکتر سعی کردم کنار بگذارم و تا حدودی موفق هم شدم

سارامظاهری
سارامظاهری
14 روز قبل

سلام
من همیشه نگران هستم که آینده چی میشه و این بخاطر اتفاقات و بالا و پایینهایی که توی ۲۰ سال زندگی مشترک داشتم.چندبار اوضاع مالی خوب شده و در زمانی که فکر نمیکردم یدفعه ضررهای زیادی دادیم که از زمانی که دوره آفرینش شرکت کردم خیلی خوب شدم.
من خیلی کنترل گر هستم مخصوصا روی پسر و همسرم و این بخاطر اینکه همیشه همه بهم گفتند تو خیلی خوبی و بهتر میدونی و خودم هم باورم شده بود الان که در مسیر آگاهی قرار گرفتم دیدم چقدر خودم ایراد دارم🤦‍♀️.
من همیشه دوست دارم اطرافیانم راضی باشن و این بخاطر این بود که مادرم فوق‌العاده مهربون بود و هر وقت حرفی میزدم میگفت اشکال نداره تو گذشت کن چیزی نشده تو هیچی نگو.

آخرین ویرایش 14 روز قبل توسط سارامظاهری
مریم میرزایی
مریم میرزایی
13 روز قبل

سلام من شخصیت بسیار کمال گرای داشتم واین روی دختر و پسر بزرگم هم تاثیر گذاشته
الان چند سالی هست که دارم روی خودم کار میکنم و خیلی بهتر شدم
شخصیت کنترل گر هم داشتم و اون هم خیلی کنار شده
کمال گرایی رو مقداری از خانواده وبیشتر بعد از ازدواجم پیدا کردم چون هفت سال با مادر شوهر
باسلیقه زندگی مردم وچون سن کمی داشتم همیشه دنبال تایید بودم
خیلی وقتها هم خودم رو نادیده میگرفتم
حالا به لطف خدا ‌آشنایی با شماو ‌مامان نفیسه عزیز خدا رو شکر خیلی بهتر شدم وحس خوبی دارم

فائزه گندمی
فائزه گندمی
12 روز قبل

اولین سیستم عامل من عجول هست که در کل زندگی ام فعال است و خیلی جاها باعث ضرر و آسیب بهم شده ،شاید بی برنامه گی و اهمال کاری خودم و دیگران که میخواستم به برنامه و کارم برسم باعث عجول شدنم شده ،تایید طلب هستم که بواسطه میان فردی بودنم قضاوت و تایید دیگران برام خیلی مهمه،ابن فکن هم از خانواده که مردم میگن.کمالگرا و ترس از شکست دو موردی که باز از خانواده گرفتم ،همه چی باید مهیا باشه تا بهترین نتیجه حاصل بشه و اگه نتیجه خوب نشه خیلی بد میشه ….زشت میشه و…..

فائزه گندمی
فائزه گندمی
12 روز قبل

اولین سیستم عامل من عجول هست که در کل زندگی ام فعال است و خیلی جاها باعث ضرر و آسیب بهم شده ،شاید بی برنامه گی و اهمال کاری خودم و دیگران که میخواستم به برنامه و کارم برسم باعث عجول شدنم شده ،تایید طلب هستم که بواسطه میان فردی بودنم قضاوت و تایید دیگران برام خیلی مهمه،ابن فکن هم از خانواده که مردم میگن.کمالگرا و ترس از شکست دو موردی که باز از خانواده گرفتم ،همه چی باید مهیا باشه تا بهترین نتیجه حاصل بشه و اگه نتیجه خوب نشه خیلی بد میشه ….زشت میشه و….
بمدت 40 سال ،از خانواده از پدر و مادر ،مادرم معلم بودن و کمالگرا و پدرم اهمال کار که فکرمی کنم به همین دلیل من عجول شدم
موفق نمی دونم و تلاش دارم مسیر و برنامه ام رو عوض کنم و مدیریت کنم .

ژاله سلیمی فر
ژاله سلیمی فر
12 روز قبل

من فردی بسیار یادگیرنده هستم. در تمام عمرم دنبال یادگیری بودم و همیشه از یاد گرفتن و رشد لذت عمیقی می بردم. تایید پدرم و رفتارهای ایشان که به دنبال یادگیری بودند به من این شخصیت رو داده. من 50 سال است که این بعد یادگیری فعال را دارم. سیستم عامل دیگر من فرارکننده و کنترل گر است. از قضاوت دیگران می ترسم. خودم هم دیگران را تا حدی کنترل می کنم. از خانه پدری یاد گرفته ام اما در حال کاهش این ویژگی ها هستم. سومین سیستم عامل من فداکار افراطی است که بچه هام و همسرم و تا چندی پیش مادرم و بقیه را از خودم واجب تر می دانستم. دلم نمیاد برای خودم چیزی بخرم. همه حقوقم را خرج خانواده ام و قبلا خواهر و برادر و مادرم می کردم. از مادرم یاد گرفته ام. با آگاهی دارم تلاش می کنم از خودم بیشتر مراقبت کنم و ارزش قائل باشم برای خودم. این ابعاد را هم بیش از 40 سال است که دارم. من وضع مادرم و بقیه خانواده ام را قبول ندارم. اما وضع پدرم در زمینه یادگیری را خیلی قبول داشتم.

زهرا خوبان
زهرا خوبان
12 روز قبل

سیستم عامل مقایسه گر،
در دانشگاه رفتن وکار فعال هست،خانه پدری،پدرم،موفقیت تحصیلی دیگران رو می گفت که فلانی درس خوند معلم شد ولی تو دائم درگیر کنکور و…بودی،تقریبا ده ساله،زندگی اون اشخاص رو قبول ندارم

سیستم عامل کنترل گر(یا محتاط بودن و چک کردن زیادی)،در بعد ارتباطام و کارخیلی فعاله دوست دارم همه چیز رو بدونم و طبق برنامه پیش بره از ندونستن و ابهام اذیت میشم
در خانه پدری نصب شد،پدرم در مورد همه چیز محتاط عمل می‌کرد از رد شدن تو خیابون تا ریسک نکردن در کار و زندگی
تقریباً ۳۰ساله اجرا میشه
نه قبول ندارم

سیستم عامل سرزنشگر
ارتباط با دیگران،خانه پدری،مادر و پدر و خواهرم وقتی اشتباهی می کردم حرفی را میگفتم یا وسیله ای می شکست سرزنش می شدم ،تقریبا ۳۰سال
زندگی شونو قبول ندارم

سیستم عامل یادگیرنده
در همه ابعاد زندگیم فعاله،از موقعی که دبیرستان تموم شد کتاب خوندم و در اینستاگرام مطالب آموزشی نگاه کردم
در خانه پدری
نمیدونم کی گفت ولی یهو دیدم هی دارم مطالب آموزشی می بینم و اولین دوره آنلاین رو شرکت کردم
تقریباً ده ساله اجرا میشه

زهرا خوبان
زهرا خوبان
پاسخ به  زهرا خوبان
5 روز قبل

وقتی از سیستم عامل سرزنشگر استفاده میکنم اکثرا دکمه عکس العمل رو میزنم،خشم و تفکرزیاد و غرزدن
مقایسه گر:دکمه تفکرزیاد و خودارزیابی منفی و مقایسه خود با دیگران
کنترل گر:تفکر زیاد و دائم چک کردن و عدم توکل به خداوند

رباب رستمی
رباب رستمی
11 روز قبل

سیستم عامل نگران که همیشه نگرانم اتفاقی برای یکی از عزیزانم بیفته و سلامتی‌شان به خطر بیفته از مادرم که همیشه میگفت مواظب باش نیفتی نسوزی چیزیت نشه. از وقتی خودمو شناختم درگیرش هستم متاسفانه همین اضطراب‌ها و استرس‌ها بیماری آورد هم برای مادرم و هم برای خودم.
سیستم عامل کمال‌گرا که در کارم و رابطه با همسرم و از پدرم شنیدم که هیچوقت قبولمون نداشتن از نظر تحصیلی کاری درآمدی همیشه باید عالی میبودیم و همه به ما نگاه میکردن در غیر اینصورت سرزنش و تحقیر میشدیم از بدو تولد با منه و خیر زندگی ایشون رو الان قبول ندارم با اینکه ازنظر مالی و ورزشی و اجتماعی خیلی هم فرد موفقی هستن.
سیستم عامل کنترل محور که در رابطه با اطرافیانم انجام میدم و از خانه پدری نشات گرفته هر چیزی خلاف میل من میشه خیلی به هم میریزم حتی ورزش و درس بچه ها.

ملیحه عظیم نژاد
ملیحه عظیم نژاد
9 روز قبل

سلام من قبلا بشدت شخصیت قربانی داشتم که بدلیل فیلمها و رمان‌هایی بود که خوانده بودم و تاثیر پذیری از پدرم و همیشه خودم رو جای آنهایی میگذاشتم و بدلیل گذشتها و صبوریهایی که در زندگی ام و ارتباط با دیگران کردم همیشه خودم رو مظلوم و قربانی میدانستم ولی خدا رو شکر با دوره های اقای باشنگ روی این شخصیتم کار کردم و اتفاقا خودم رو الان بسیار انسان شجاع و قوی میدانم،دومین شخصیتم مقایسه گر هست و همیشه خودم رو مقایسه میکنم و افسوس میخورم چرا وقتی موقعیت داشتم استفاده نکردم،پدر من همیشه در زندگی کوتاه میومد و ساده از مسایل میگذشت و خودش رو قربانی میدانست و همیشه از موقعیتهایی که داشته و نتونسته استفاده کنه برای ما میگفت و تاثیر پذیری من بیشتر از ایشون بوده و سومین شخصیت تایید طلبی هست که برام خیلی مهمه که در مورد من چی میگن و مادرم برای رضایت پدر و مادرش و ترس از اخلاق تند مادرشون همیشه بدون چون و چرا کارهاشون رو انجام میدادند و نه نمیگفتند و ما رو در بچگی در شرایط بسیار دشوار قرار میدادند و چهارمین شخصیت یادگیرنده هستم و در مقابل یادگیری اصلا موضع گیری ندارم اما بطور کامل شاید انتقادپذیر نباشم و وضعیت زندگی پدر و مادرم را اصلا قبول ندارم

معصومه
معصومه
8 روز قبل

سلام من خیلی خود کم بین هستم و همیشه متهم اصلی من هستم مدام خودم رو سرزنش می‌کنم
در کودکی چون فرزند آخر بودم و خواهربرادرهام خیلی از من بزرگتر بودن همیشه تنها بودم و اینکه همیشه هر اتفاقی میفتاد سرزنش میشدم و مورد تمسخر قرار میگرفتم و در کلاس اول سرزنش و توهین های که معلم می‌کرد بدون اینکه من مقصر باشم از اونجا برداشتم که همیشه باید ساکت باشی و یا اگر جای اشتباه و اتفاق بدی میفتد من مقصر هستم و همیشه محتاط هستم و حس میکنم باید فاصله بگیرم از همه

الهه
الهه
7 روز قبل

درود و نور…
شخصیت نگران در بُعد رابطه با خودم و کارو پول وموفقیت که اولین بار در خانه ی پدری نصب شد و از درگیرشدن با کنکور شروع شد به دلیل حساسیت زیاد پدرم به قبولیم درگیر فکرهایی میشدم که هنوز اتفاق نیفتاده بود و همیشه نگران بودم قبول میشم یا نه درحالی که حمایت آنچنانی هم نمیشدم و هنوزم ذهنم دنبال مشکل زایی میگرده که فقط انرژی مو میگیره و درباره ی اتفاقی که هنوز نیامده سناریو میبافم.اماالان اصلاًحساسیت پدرم رو قبول ندارم چون اکثر کسانی که هم فامیل من بودند دکتر ومهندسی شدند وحتی الان هم همون جو رقابتی در درس وجودداره که جدیدا روی رتبه برتر شدن هم رقابت و تلاش میکنن

شخصیت کمال گرا در رابطه با خودم که اولین بار در خانه ی پدری و با گفتن این جمله که تو اول کنکور قبول شو بقیه فکرات رو بزار برای یه وقت دیگه که هنوزم درگیرم و اصلا حرف پدرمو با آگاهی الانم قبول ندارم بخاطر همین همیشه منتظر بودم همه چی اوکی بشه تا دست به اون کاربزنم وهیچ زمان هم نمی‌رسید تادرنهایت به جایی رسیدم که خودم مشغول هر مدرکی میکردم که شاید بتونم اون خلأ مفیدنبودنم رو برطرف کنم که بازم جواب نمی‌داد

شخصیت گذشته محور در رابطه با خودم و کائنات که اولین بار در خانه ی پدری نصب شدبااولین سختی در زندگیم که مرگ مادرم بود و مقصر100درصدرو خدا میدونستم که مادرمو گرفت اونم مادری که آرزوی پزشک شدنم رو داشت چون به شدت اهل درس خواندن به طورخودکار بودم و20سال که درگیرش بودم وبرام غیرقابل هضم بود اما الان با آگاهی که دارم خدا رو مقصر نمیدونم ولی اون حس وحال بچگیمو خیلی دوس دارم و دلمو آروم میکنه و دوس دارم در گذشته زندگی کنم

الهه
الهه
پاسخ به  الهه
3 روز قبل

درشخصیت نگرانم از دکمه ی عدم اتصال و دکمه ی تلاش کمتر استفاده میکنم

در شخصیت کمال گرام هم به نظرم از دکمه ی اعراض نسبت به فعالیت هایی که منو به موفقیت برسونه استفاده میکردم

در شخصیت گذشته محورم که تبدیل شد به شخصیت قربانی و مظلوم هم بیشتر دکمه ی تکرار رو میزدم که در موقعیت هایی قرار بگیرم که درحقم ظلم بشه و دیگران به خودشون اجازه بدن که ظلم کنن طوری که کلام و عملکرد منو اشتباه برداشت میکردن چون قوت و انرژی مو به داشتن مادر میدونستم درصورتی که باید از دکمه ی صبر و اتصال استفاده کنم

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
5 روز قبل

شخصیت مقایسه گر ،کنترگرونگران سه سیستم عامل من هستند ودردسته کنترل بیشتر دکمه عکس العمل وتفکر کم بیشتر استفاده میکنم وباید سعی کنم از دکمه اتصال به خداوند وتفکر به اینکه من هیچ اختیاری نسبت به اطرافیان و دنیا ندارم استفاده کنم

ژاله سلیمی فر
ژاله سلیمی فر
5 روز قبل

سیستم عامل اصلی من یادگیرنده، کنترل گر و فداکار افراطی است. برای بعد یادگیرنده دکمه تصمیم، عمل و تفکر زیاد را می زنم. برای بعد کنترل گر هم دکمه تفکر زیاد را می زنم. برای بعد فداکار افراطی دکمه عمل و عکس العمل را می زنم.

معصومه
معصومه
5 روز قبل

تمرین سوم
سلام
۱ من نمیتونم خرابکاری میکنم از دکمه تلاش کم
۲. سرزنش کردن‌خودم از دکمه خود ارزیابی
۳.وقتی میخوام ایراد بگیرم و نظر بدم از دکمه صبر استفاده میکنم

مبصری
مبصری
5 روز قبل

سه‌سیستم‌عامل‌و‌دکمه‌های‌دسته‌کنترل؛
مقایسه‌گر،کنترلگر؛ عکس‌العمل و واکنش
ترس ازشکست یا فراری؛ تفکرزیاد،تلاش کم
تأییدطلب؛عمل(هرکاری باشه به نجوی انجام میدم تا دیگران بپذیرند و تأیید کنند. رفتار و گفتار وحتی حرکات بدنم…

فرشته میر
فرشته میر
5 روز قبل

شخصیت کمالگرا
بیشتر تو بحث کاری ،مهمانداری
در خانه ی پدری ،چون پدر هم شخصیت کمال‌گرایی دارند وبرای شروع هر کاری باید همه چیز ایده آل بود
مثلا میخواستم من و خواهرانم مزون بزنیم ،می گفت شما هنوز اونقدر خوب نیستید که بتونید در امد کافی داشته باشید که کرایه و…..‌رو بدید
باعث شد من در کارم همین طرز فکر و داشته باشم و چندین سال عقب افتادم
نه من زندگی فعلی پدرم رو با توجه به توانایی که وجود سراغ دارم قبول ندارم

فرشته میر
فرشته میر
5 روز قبل

شخصیت نگرانی
فرزندانم
اولین‌بار در خانه ی پدری
پدرم مرتب نگران این بود بچه ها آسیب نبینن،وقتی بچه ی کوچیک تو خونه بود،مرتب تذکر میداد
از وقتی مادر شدم ،۲۰ سال
تو این موضوع بله قبول دارم

فرشته میر
فرشته میر
5 روز قبل

شخصیت یادگیرنده
در بعد خودسازی
خانه ی پدری
چون پدر و مادر افرادی بودن برای یادگرفتن هر کاری تلاش می کردن.
پدرم می گفت برو فلان کار و یاد بگیر من در آموزش دیدن ازتون هر طور شده حمایت می کنم.
بله قبول دارم هر دوشون هم پدر و مادر در بعد کاری هنرمند هستن

زهرا
زهرا
5 روز قبل

شخصیت کمال‌گرا ، در تمام ابعاد بیشتر در زمینه کار. این ویژگی ریشه در کودکی من داره چون اون زمان پدرم خیلی به درس خوندن و نمره خوب گرفتن اهمیت می داد و وقتی من نمره خوب میگرفتم خیلی مورد تایید پدرم قرار میگرفتم و فکر میکردم حتما باید نمره های خوب بگیرم در غیر اینصورت اعتماد به نفسم به شدت پایین میومد. الان هم همیشه فکر می کنم باید در هر زمینه ای عالی باشم وگرنه کارم ارزشی نداره و مدام خودم و زیر سوال می برم

مریم میرزایی
مریم میرزایی
4 روز قبل

اولین سیستم عامل من که کمال گرایی بود تصمیم گرفتم تلاشم رو برای عالی بودن در همه چیز کم کنم وزیاد سخت نگیرم این طوری خیلی کارها راحت تر پیش میره وکمتر اذیت میشم
در مورد کنترل گری دگمه پرهیز رو میزنم چون همه چیز رو من نمیتونم تغییر بدم یا درست هدایت کنم توکل بر خدا میکنم
درمورد تایید طلبی هم دکمه تفکر کمترو میزنم
‌دیگه خیلی برام مهم نیست دیگران منو تایید میکنن یا نه چرا باید همیشه به خاطر تایید دیگران خودم رو بیش از حد آزار بدم ؟