در این جلسه به بررسی اثر هدایت در زندگی مان می پردازیم :

 

در قسمت اول حادثه بدی را به یاد بیارید که در مورد یک تصمیم گفته اید : (خودم می‌دونم ) و در نتیجه اون تصمیم، اتفاق بدی افتاد !

 

در قسمت دوم تصمیمی رو به یاد بیارید که گفتید ( من نمی دونم ) و هدایتی به شما رسید و نتیجه عالی شد !

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
17 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
محبوبه محمدی
محبوبه محمدی
2 ماه قبل

فکر میکردم اگه خودم دنبال همه کارهای پدر بیمارم باشم شفا پیدا میکنه ولی اینطور نشد و فوت کرد

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
2 ماه قبل

سلام ودرود خدمت شما استاد عزیز این دو اتفاق برای من بسیار درمورد فروش محصولاتش اتفاق افتاده در مورد اول من فکر میکردم عید یه فروش خوبی خواهم داشت که مصادف شد با جنگ و دقیقا برعکس فکرمن ومواقعی که باتوکل بخدا تو نمایشگاهی شرکت میکنم و میگم نمیدونم میشه یانه اون اتفاق خوبه میافته و فروش چندماه از محصولات من اتفاق می‌افته ومن خدا روشکرمیکنم که خداوند منو لایق این آگاهی قرار داد واز شما استاد بزرگوار سپاسگزارم که وسیله خیر خداوند هستین

شهناز اسمی
شهناز اسمی
2 ماه قبل

با سلام
من هر چه فکر می کنم مسئله‌ای را به یاد نمی آورم که بگم من می دونم همیشه توکلم به خدا بوده خدا را شکر می کنم که کارها با توکل به درگاهش خوب پیش میره فکرهای منفی داشتم که خسارتش؟رو دیدم ولیبا گذروندن این دوره ها نگاهم رو مثبت کردم ) البته خیلی سخت است( ولی سعی خودم رو می کنم که نگاه ناظر بر منظور را بیشتر تمرین کنم وارتقا ببخشم.
در مراسم خواستگاری پسرم از در که وارد شدیم چنان شناخت قبلی هم نداشتیم تا وارد شدم گفتم من با تکیه به قدرت خداوند برای سنت پیامبر با تسل به ۱۴ معصوم آمده ام خدا را شاکرم که بعد از آشنایی وصلت صورت گرفت
باز هم خد آوند را شاکرم که با خانواده خوبی وصلت کردیم وزندگی خوبی دارند.

ملیحه عظیم نژاد
ملیحه عظیم نژاد
2 ماه قبل

سلام خدمت استاد بزرگوار،حدود یکماه پیش مقداری طلا با استناد به حرفهای کارشناسهای اقتصادی و اینکه خودم دیگه خیلی بلدم خریدیم ولی شرایط پیش آمد که مجبور شدیم بفروشیمشون و خیلی ضرر کردیم ،
و در مورد قسمت دوم دعوت شدن به این گروه که زمانی که مستاصل بودم گفتم خدایا من نه میدونم نه بلدم خودت راهی بگشا که بدونم چجوری باید از نعماتت بهره مند بشم که شب همون روز مامان نفیسه جان تماس گرفتند و من را به گروه دعوت کردند،سپاس از خدای مهربان و جنابعالی و مامان نفیسه جان که حنجره هاتون تریبون خدا شده اند🤍🤍🤍🤍

زهرا آهن پور
زهرا آهن پور
1 ماه قبل

سلام. من یک مشکل حقوقی برام پیش اومده بود که دو سال درگیرش بودم اما دقیقا وقتی که به خدا گفتم من دیگه نمیدونم چه کار کنم خودت درستش کن مسئله به طرز عجیبی حل شد. هنوز وقتی بهش فکر میکنم برام عجیبه

پروین
پروین
1 ماه قبل

درود بر شما
من اتفاق بدی رو در زندگیم نمی بینم که یادم مونده باشه که ناشی از میدونم های خودم باشه و تا حالا هم مشکلی نداشتم خدارو شکر ولی در بعضی مواقع بموقع عمل نکردم یا کوتاهی کردم و خودم رو درگیر نکردم مثلا گفتم از من گذشته وقتی نیست و ممکنه نتیجه خوبی و قابل قبولی نگرفته باشم ولی اتفاق بدی که یادم مونده باشه نه .
ولی در مورد تصمیمات مالی که گرفتم و سپردم بعدا خدارو شکر همش خوب بوده

زیبا صنوبری
زیبا صنوبری
1 ماه قبل

سلام و عرض ادب
راستش حدودا یک سال پیش فکر میکردم یک کاری رو دارم درست انجام میدم
همون میدونم بود
اما حسابی خرابکاری کردم اما معمولا با توکل و تکیه به قدرت بی نهایت خداجونم کارهامو پیش بردم
عاشقانه به خدا تکیه دارم و همه ی امور رو می‌سپارم به خودش
البته تلاش میکنم و در مسیر آگاهی هستم
نه اینکه ی جا بنشینم و بگم خدا خودت کارهامو روبراه کن

مزگان طاهری
مزگان طاهری
1 ماه قبل

درود و عرض ادب
سپاس از شما و خانم دکتر شیرانی
واقعا هیچ وقت نگفتم خودم می دونم، و همیشه بدون اینکه دست از تلاش بردارم و دست روی دست بگذارم از خدا خواستم هدایتم کنه و در مسیر درست قرارم بده، و خداروشکر که به نظرم دستم تو دست خداست.
حتی بخاطر مرگ پدرم در ۸ ماهگیم و اتفاقات و سختیهایی که بعدش در زندگیم داشتم و خیلی سخت بود همیشه شکر گفتم.
فک می کنم چالشها و مسائل زندگیم درها و موهبتهایی رو به روی من باز کرد که خیلی به نفعم بود.

معصومه
معصومه
1 ماه قبل

سلام هر چی فکر میکنم هیچ وقت به این حرف نرسیدم که خودم میدونم برسه
و همیشه یا دنبال تایید دیگران بودم در کارهام و همیشه استرس داشتم برای انجامش
و در قسمت دوم سوال همیشه در بدترین قرار گرفتن شرایط گفتم خدایا من نمیدونم خودت باید بهترین ها رو برام رقم بزنی و دیدم که اگر هم نتیجه باب میلم نبود اما در همون حالت هم نفع زیادی برام داشت و مضراتش خیلی کمتر از منافعش بود
و همیشه میگم خدایا من نمیدونم خودت من رو آوردی و باید خودت راهبرم باشی

مبصری
مبصری
1 ماه قبل

سلام ودرود
درمورد می‌دونم‌ها هرچی فکر میکنم میبینم من به تنهایی مقصر نبودم..
اما درمورد دوم؛اینکه بُریدم وکفتم خدایا من نمی‌دونم چطور و از کجاش، با توخودت درستش کن.درمورد کارم بود ۲سال پیش وقتی باید مغازه را تخلیه میکردم بعداز گشتن‌های زیاد به خودش سپردم ووقتی ایمانم و اطمینانم صد شد برام ساخت اونم عالی و یکی هم یکماه پیش که صاحب مغازه بدون اطلاع قبلی گفت باید تخلیه کنم اما دیگه اصلا نگران نبودم چون مطمئن بودم اونی که منا به اینجا رسونده برای بعدشم برنامه دارخ واتفاق جالب اینجا بود که من هفته‌ی قبلش بک مغازه کمی پایین‌تر از مغازه خودم را به دوستی معرفی کردم برای اجاره وایشون تاپای معامله هم رفتن ولی وقتی فهمیدن خودم دنبال مغازه هستم به من واگذار کردن🥹اینجابود که متوجه سدم به قول یکی از دوستان کارخدا بوده وگرنه تواین تایم حنما و قطعا این مغازه هم واگذار میشد …. خدایا شکرت
از این گونه موارد از وقتی امور زندگی و خودم را سپردم به خدا جونم خیلییی زیاد برام اتفاق افتاده

لیلی
لیلی
1 ماه قبل

سلام و عرض ارادت
من هم از بچگی اینطور یاد گرفتم که در اول هر کار با توکل به خدا کارامو پیش ببرم .خداروشکر تا الان هم هرجا گیر کنم خودمو میسپارم به خودش و میگم خدایا من هیچکس نیستم همه هستم تویی خودت کمکت را برسون و واقعا یه فکری الهامی و هدایتی پیش میاد.

زهره
زهره
1 ماه قبل

فکر میکردم خیلی تو تربیت فرزندم موفق هستم ولی این جور نبود😔😔

سارامظاهری
سارامظاهری
1 ماه قبل

سلام و عرض ادب
من برای ازدواجم کل خانوادم مخالف بودن و با دلیل بهم گفتند راهم اشتباهه و حداقل چندسال صبر کن اگر شرایط بهتر شد ازدواج کن و من گفتم خودم میدونم و بهترین سال‌های عمرم به بدترین شکل گذشت.

با شرکت در این کلاس گفتم من نمیدونم و واقعا خداراشکر می‌کنم که توی این مسیر هستم و شما با یک ویسی که در جواب من دادید انگار بیدار شدم و همیشه از خداوند تشکر میکنم که شما را برای من فرستاد.

زهرا خوبان
زهرا خوبان
1 ماه قبل

سلام
در مورد شغل و درآمد قبلا کارهای زیادی انجام دادم که به نتیجه نرسیدن
اما از وقتی که از خدا کمک خواستم،بدون اینکه بدونم مرحله بعدی چی میشه با وجود استرس ها فقط قدم به قدم جلو رفتم و سعی کردم به خداوند اعتماد کنم اوضاع خیلی بهتر شد و تونستم شادتر زندگی کنم

فائزه گندمی
فائزه گندمی
1 ماه قبل

با سلام من طبق آموزه هام همیشه سعی کردم با توکل بخدا کار رو پیش ببرم و اتفاقی که برام پیش اومده باشه و بد باشه تو خاطرم نیست اما تا دلتون بخواد مورد برام پیش اومده که گفتم خدا یا من بلد نیستم تو خودت پیش ببر برام نشونه بفرست و کمکم کن و واقعا حضور و کمک خدا و دست غیبش رو توی زندگیم بارها و بارها دیدم
استاد شما و خانم دکتر عم یکی از امدادهای غیبی خدا هستین که من بارها بهش گفتم من بلد نیستم کمکم کن خدا

نسرین میرشفیعی
نسرین میرشفیعی
1 ماه قبل

در مورد قسمت اول همیشه فکر می کردم اگر همسرم نباشد من چکار می کنم و متاسفانه این مشکل پیش آمد و من را به عجز آورد.و وقتی به عجز خودم رسیدم و گفتم نمی دانم مشکل حل شد و گره کار باز شد

بتول کریمی
بتول کریمی
1 ماه قبل

با سلام خدمت استاد باشنگ

در مورد اتفاق بد که بگم من می‌دونم چیزی یادم نمیاد نه اینکه نبوده ولی فعلا حضور ذهن ندارم که البته من همیشه همه کارهام با توکل به خدا انجام میدم
در مورد قسمت دوم آشنایی من با مامان نفیسه و شرکت در کلاسهای آموزشی ایشون بود که با استاتیت بزرگی چون استاد باشنگ ، استاد امیریان ، استاد ایرج شهبازی و شهاب سماوات آشنا شدم و با فرمایشات این عزیزان روند زندگیم خیلی تغییر کرد