هرشب تا جلسه آینده برای یک موقعیت  بنویسید :

امروز چه اتفاقی افتاد؟

کدام بخش دست من نبود؟

کدام بخش دست من بود؟

من کدوم دکمه دسته کنترل رو استفاده کردم؟

اگر دوباره اتفاق بیفته، آیا همون دکمه رو می‌زنم؟

مثال:

«بچه‌ام اتاقش رو به هم ریخت.»

دست من نبود: کاری که قبلاً کرده.

دست من بود: نوع برخورد من.

دکمه‌ای که استفاده کردم: عکس‌العمل.

نتیجه: داد زدم.

دفعه بعد:

اول فکر، بعد تصمیم.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
71 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
سعید باشنگ
سعید باشنگ
22 روز قبل

امروز برنامه ای که چیده بودم بهم خورد به خاطر آب و هوا و کنسل کردن چند نفر ، که دست من نبود ، اولش ذهنم گفت که اصلأ ولش کن هیچ فایده ای نداره
اما دیدم تصمیم دست خودم هست ، فقط سعی کردم بدون قضاوت دیگران و نتیجه گیری ذهنی ادامه بدم
از دکمه صبر استفاده کردم و بعد دکمه عمل ،
نتیجه دو برابر جذابتر از برنامه ای بود که از قبل داشتم
دفعه بعد هم قطعا تمام تلاشم رو میکنم که بی قضاوت صبر کنم و عمل و به سفارشی که از قبل دادم و به سفارش گیرنده اطمینان داشته باشم

زهرا خوبان
زهرا خوبان
23 روز قبل

برنامه ریزی کرده بودم امروز بیرون برم ولی مهمون اومد
که دست من نبود
نوع برخوردم و رفتاری که باهاشون داشتم دست من بود
از دکمه صبر پذیرش و عمل استفاده‌ کردم سعی کردم میزبانی کنم و برنامه خودم رو به روز دیگه ای موکول کنم

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
23 روز قبل

سلام ودرود خدمت شما استاد بزرگوار من امروز یک درخواست از همسرم کردم و بااینکه ایشون توان انجامش رو داشت قبول نکرد و شروع کرد داد و بیداد رفتار همسرم دست من نبود ولی من عکس العمل نشان ندادم واز قانون اعراض استفاده کردم و تصمیم گرفتم واون درخواست روبا کمک پسرم انجام دادم

مبصری
مبصری
22 روز قبل

سلام و وقت بخیرخدمت استاد
تو این هفته چندین مرتبه برنامه‌هام بهم ریخت که دست من نبود.
صبر کردم و تغییر راپذیرفتم
سعی کردم تو اون موقعیت شاد باشم و بهش توجه نکنم.
نتیجه آرامش داشتم و حالم خوب بود
برای جبران کارهای عقب افتاده صبح‌ها زودتر از قبل بیداربشم و کارها را انجام بدم

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
22 روز قبل

من قبلاً تو فرکانس پایین بودم و همیشه ذهنم پیش داوری میکرد ومن تو کمتر مهمانی شرکت میکردم وهرکسی حرفی میزد من فکر میکردم منظورش بامنه و بخاطر همین ازجمع کناره گیری میکردم ولی الان خدا رو شکر تو فرکانس بالایی هستم وامروز پیش داوری ذهنم رو خاموش کردم عمل کردم وتو مهمانی شرکت کردم روز بسیار خوبی بود و خوش گذشت

سارامظاهری
سارامظاهری
21 روز قبل

امروز باغ دعوت شدیم و خیلی حوصلم سررفته بود و اولش ناراحت شدم شروع کردم غر زدن🤦‍♀️ و ماشین نداشتیم که بتونیم بریم و این دست من نبود ذهنم درگیر شد و بعد کمتر فکر کردم و این دست من بود. تصمیم گرفتم ی ناهار خوشمزه درست کنم که همه دوست داریم و عصر هم بریم پارک نزدیکه خونمون.
میشه با ساده‌ترین کارها خوش گذروند.
تلاش می‌کنم هر روزم بهتر از روز قبل باشه

ژاله سلیمی فر
ژاله سلیمی فر
21 روز قبل

همسرم به خاطر ناراحتی که از دست خانواده من داشت و البته خودش هم در آن مقصر بود با خشم و تهدید به من دستور می داد که مادرم حق نداره دیگه با من تماس بگیره. خشم و حال بد همسرم دست من نبود. اما حال خودم دست من بود. من کلید اتصال را زدم و به خدا توکل کردم و سکوت کردم. بعد از مدتی کلماتی به من الهام شد که آنها را به همسرم گفتم و او ساکت شد. هیچ دعوا یا قهری هم رخ نداد. دستور همسرم هم اجرا نشد. من باز هم این روش را تکرار خواهم کرد.

الهه
الهه
21 روز قبل

امروز بعد از مدت ها کیک انبه درست کردم اما خوب از کار درنیومد بخاطر بازیگوشی بچه ها که دست من نبود اما اینکه از دکمه ی تصمیم استفاده کرده بودم که پخت کیک رو تا آخرش ادامه بدم، دست خودم بود و قطعاً دفعات بعد از دکمه ی تکرار و عمل استفاده میکنم که در صورت ایجاد هر چالشی از طرف بچه هام بتونم کارمو به بهترین نحو ممکن به پایان برسونم

مبصری
مبصری
20 روز قبل

امروزدخترم همه‌ی وسایلش را تو خونه پخش کرده بود،دست من نبود .
نوع برخورد دست من بود،اول عکس‌العمل نشون دادم و کمی غُر زدم اما بعدش نتیجه‌ی این کار را براش توضیح دادم و صبر کردم تا خودش مرتب کنه.
دفعه بعدسعی می‌کنم کمی تفکر و صبر بیشتر داشته باشم

ژاله سلیمی فر
ژاله سلیمی فر
20 روز قبل

امروز با دخترم سر دیدن پست های تیک تاک جر و بحث کردم. کاملا کارم اشتباه بود. باید صبر می کردم و از دکمه تفکر کمتر استفاده می کردم. دفعه بعد حتما از دکمه صبر و تفکر کمتر استفاده می کنم.

الهه
الهه
19 روز قبل

امروز باید طبق روال همیشه به مطب دکترم میرفتم ولی پسرم دچار تب شدیدش که دست من نبود ومنم ازشدت نگرانی دکمه ی پرهیز رو زدم ولی میتونستم با دکمه ی تصمیم تایم نوبت دکترمو زودتر برم که دست خودم بود
دفعه ی بعد قطعاً از دکمه تصمیم و عمل استفاده میکنم قبل از نامساعد شدن شرایطم

البته قشنگی ماجرا این بود که باید شرایطم مساعد باشه و چون مطب دکترم درشهرستان بود نیازمند به یه همراه داشتم که از دکمه ی اتصال استفاده کردم که خدا کسی رو برام بفرسته و اتفاقاً رسوند ولی چون هنوزشرایطم اوکی نبود دو بار ، رفتنم کنسل شد که یکیش با خراب شدن ماشین برادرم و دومیش مریض شدن پسرم

زهرا خوبان
زهرا خوبان
19 روز قبل

دیروز در کلاس دوتا از بچه ها همکاری نمی کردن وباعث بی نظمی کلاس شدن که دست من نبود
اولش سعی کردم با کلماتم کمک شون کنم که فعالیت رو انجام بدن اما نتیجه حاصل نشد کمی عصبانی شدم و بعد سعی کردم رها کنم
دفعه بعد سعی میکنم دسته کنترل و دکمه هارو به خودم یادآوری کنم و دکمه صبوری و تکرار رو بزنم و تلاش بیشتر رو استفاده کنم تا نتیجه دلخواه بگیرم.

زهرا خوبان
زهرا خوبان
19 روز قبل

امروز بابت موضوعی کمی مواخذه شدم که رفتار اون فرد دست من نبود
اما احساس و دسته کنترل دست من هست سعی کردم دکمه تفکرکمتر رو بزنم
خودارزیابی کردم و تصمیم گرفتم برای جبران تلاش بیشتر کنم

زهرا آهن پور
زهرا آهن پور
19 روز قبل

سلام استاد. چند روز پیش مدیر کلاس زبان دخترم تماس گرفت و از وضعیت اون شکایت کرد. دخترم مدتی بود که اجازه نمیداد باهاش کار کنم یا ازش بپرسم. عملکرد دخترم دست من نبود اما عکس العمل دست من بود. اولش طبعا ناراحت شدم و به اون در مورد احساسم گفتم. اما بعد دکمه تفکر بیشتر و صبر رو زدم‌ و بعد که آرام شدم با اون صحبت کردم که میدونم که دوست داره مستقل بشه اما اگه با هم کار کنیم هم من یاد میگیرم و هم اون و بعد دکمه عمل رو زدم.الان هم احساس بهتری دارم . هم با همدیگه به نتیجه بهتری میرسیم

رباب رستمی
رباب رستمی
19 روز قبل

با سلام دخترم در امتحانی که شرکت کرده بود نتیجه خوب نگرفت دست من نبود. من خیلی ناراحت شدم اما یادم افتاد که دست من نبود و از دکمه تفکر کمتر استفاده کردم.

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
19 روز قبل

من اصولاً خیلی مسئلولیت پذیر بودن وهمه کارهای زندگی رو خودم انجام میدادم و بعداً غر میزدم ولی امروز پسرم اتاقش رو بهم ریخته بود وبهم ریختگی دست من نبود ولی من جلوی خودم گرفتم وعکس العمل نشان ندادم وخونه ترک کردم وقتی برگشتم دیدم پسرم همه رو جمع کرده بود

فائزه گندمی
فائزه گندمی
19 روز قبل

امروز دخترم از کلاس جا موند ،دست من نبود تا حدی دست من بود که یادآوری کنم ،دکمه عکس العمل ناراحت شدم و سرزنش کردم .اگه دوباره اتفاق بیفته از قبل فقط یادآوری می کنم ،واگه جا موند اعراض می کنم

ملیحه عظیم نژاد
ملیحه عظیم نژاد
19 روز قبل

سلام امشب در منزل ما بین دو زوج ناراحتی پیش آمد که ربطی به من نداشت و من از دکمه ی عمل استفاده کردم و سریع بحث رو عوض کردم و فکر میکنم بهترین راهکار رو در اون شرایط انجام دادم

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
19 روز قبل

پسرم تهران کار می‌کنه چند بار زنگ زدم گوشیش خاموش بود نگران شدم بعددکمه اتصال وتوکل بخدا زدم چون خاموش بودن گوشی دست من نبود ولی من بعد از اتصال به خدا صبر کردم وچند ساعت بعد خودش زنگ زد والحمدلله خوب بود گوشیش مشکل داشت

آخرین ویرایش 19 روز قبل توسط فاطمه شاهرضایی
ملیحه عظیم نژاد
ملیحه عظیم نژاد
19 روز قبل

سلام با خواندن تمارین دوستان یادم اومد که من هم تجربه ای مثل جناب باشنگ داشتم و موضوعی که کاملا سپرده بودم به خدا و با تمام وجود بهش توکل کرده بودم رو لحظه ای نزدیک بود اسیر ذهن بشم و یادم بره که دوباره برگشتم روی فرکانس توکل و دکمه صبر رو فعال کردم و امیدوارم دیگه فراموش نکنم

سحر مویدی
سحر مویدی
19 روز قبل

همسر من درخواستی ازش دارم باید انجامش بده
ابتدا بیخیال بودم
اما یه خورده دادوبیداد کردم به خودش اومده دنبالشه
فعلن من از دکمه پیگیر بودن استفاده کردم بدون وسواس زیاد

سحر مویدی
سحر مویدی
19 روز قبل

فرزند من از گوشی زیاد استفاده میکنه فعلن راهی که پیش گرفتم ثبت نامش در کلاس فونبال ومتفرقه دیگر اما هنوز استفاده زیاد از گوشی داره اتفاقه دست من نیست اما من دنبال راههایی هستم از گوشی فاصله بیشتر بگیره یکیش ثبت نام در کلاسهای ورزشی

سحر مویدی
سحر مویدی
پاسخ به  سعید باشنگ
18 روز قبل

استفاده از گوشی توسط فرزند دست من نیست اما به خاطر کار من انجام شده بود بود به دلیل مهاجرت وقطع کلاسهاشون الان که برگشتم وکلاسهای مورد علاقشون دوباره شروع شده گوشی براشون جذابیتی نداره

مبصری
مبصری
18 روز قبل

امروزقراربود پسرم کاری انجام بده اما کوتاهی کرد ومسئولیت را سپرد به کس دیگه دست من نبود
وقتی تماس گرفت نوع برخورد دست من بود ولی من از دکمه عکس‌العمل استفاده کردم و کمی عصبی شدم در حالیکه باید صبر میکردم
بلافاصله بعد از قطع تماس متوجه اشتباهم شدم ..
دفعه بعد قبل از تصمیم وصحبت کردن کمی صبر میکنم و تفکر…

ژاله سلیمی فر
ژاله سلیمی فر
18 روز قبل

امروز فرکانسم پایین بود و دلم گرفته بود. حالم کاملا دست خودم بود. انتظار داشتم همسرم حال من رو خوب کنه که اشتباه بود. باید از دکمه تفکر کمتر و اعراض از فکرهای نامناسب استفاده می کردم. وقتی این کار رو کردم حالم خوب شد و بچه هام رو بردم بیرون و بهشون خوش گذشت.

زهرا خوبان
زهرا خوبان
18 روز قبل

امروز تو اوج گرما دوباره برق رفت اولش ناراحت شدم و خواستم غر بزنم اما دکمه پذیرش و تفکر رو زدم و گفتم قطعی برق دست من نیست اما میتونم صبرکنم تا برق بیاد و نتیجه عجیب بود! چون همیشه دوساعت برق قطع میشد ولی امروز بعد یک ساعت وصل شد.

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
18 روز قبل

امروز پسرم بخاطر مسئله پرخاشگری کرد پرخاشگری اون دست من نبود ومن دکمه عکس العمل زدم وصبر کردم وبعد چند دقیقه عصبانیتش فروکش کرد و اومد معذرت خواهی ودلجویی کرد

ملیحه عظیم نژاد
ملیحه عظیم نژاد
18 روز قبل

سلام امروز دخترم اپل واچش رو گم کرده بود مقصر حواس پرتی اون من نبودم ولی از دکمه پرهیز استفاده کردم و عکس العمل انجام ندادم البته به لطف درس‌هایی که یاد گرفتم اصلا ناراحت نشدم چون میدونستم این ناراحتیش درسی هست که باید بگیره و بیشتر نسبت به وسایلش احساس مسولیت بکنه و وقتی آروم شد باهاش صحبت کردم

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
17 روز قبل

من امروز حجم کارم زیاد بود وذهنم اذیت میکرد که نمی‌رسم وتمام نمیشه ومن دکمه تفکر کم وتلاش زیاد زدم خدا رو شکر به موقع تمام شد

الهه
الهه
16 روز قبل

وای که چقدر امروز، روز قشنگی بود برام.دارم میرم سمت مطب دکتری که قرار بود برم البته با کمی تأخیر که اونم با دکمه اتصال از خدا خواستم که خودش ایاب و ذهاب رفتنمون فراهم کنه و این اتفاق هم افتاد وقتی دلت وجودت با خدا باشه مثل شاهزاده ها زندگی میکنی و خدا بنده هاشو برای انجام برنامه هات بسیج میکنه و الان برای من اتفاق افتاد که تونستم با زدن دکمه صبر از مريضی پسرم و خوب شدن شرایط جسمانی بگذرم تا برسم به برنامه ای که ریخته بودم انگار که خدا بهترین موقعیت رو برام رقم زد بدون هیچ استرس واضطرابی

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
16 روز قبل

من قبلاً یه اشتباهی کرده بودم و گذشته دست من نبود وشخصی متوجه اشتباه من شد ومن امروز مجبور بودم با اون شخص روبرو بشم وذهنم سناریو می‌چید که نباید روبرو شم ومن دکمه تفکر کمتر زدم وروبروشدم واتفاق خاصی هم نیافتاد تصمیم گرفتم قبل از هر عملی بیشتر فکر کنم که بعداً پشیمان نشم

مبصری
مبصری
15 روز قبل

آخر هفته مهمون دارم وبرنامه چیده بودم برای کارهام اما امروز اتفاقی افتاد که مجبورم هرروز چندساعتی را بیرون از خونه باشم و برنامه‌هام بهم ریخته. اون اتفاق دست من نبود
اولش کمی بهم ریختم وگفتم مهمونی را کنسل میکنم اما از دکمه صبر و تفکر بیشتر استفاده کردم و الان میبینم خیلی هم سخت نیست برام میتونم از پسش بربیام .
دفعه دیگه بدون استرس و نگرانی درست عمل می‌کنم

معصومه
معصومه
15 روز قبل

من امروز دیدم خواسته های من در برابر همسرم بی دلیل و غر هست اما این گونه نبود مشکلی که پیش اومده بود دست ما نبود اما نیاز به رسیدگی داشت و چند بار گفته بودم اما رسیدگی نشده بود
ولی امروز بشدت حس کردم که باید غر بزنی و همیشه در حال امرو نهی باشی خیلی بهتر کارت پیش میره ولی وقتی که سکوت کنی و بزاری هر وقت تونست انجام بده محکومی به کسی که باید همیشه صبور باشه
من امروز تمرین را درست انجام ندادن کلا معکوس داره برام‌پیش میره😭😭
چرا همیشه آدمهای که باید نباید هاشون زیاد هست همیشه کارشون پیش میره و مهمتر هست
ولی افرادی که صبور هستن و اجباری ندارن همیشه نادیده گرفته میشن

زهرا خوبان
زهرا خوبان
15 روز قبل

دیروز سر موضوعی یکی از عزیزانم رو سرزنش کردم
اون لحظه که عصبی شدم متاسفانه سریع دکمه عکس العمل رو زدم و شروع کردم به غر زدن…
و جالبه همون لحظه می‌دونستم کارم اشتباهه ولی انگار زبونم خودش داشت می گفت و نمی تونستم جلوی خودمو بگیرم!
بعدش که آروم شدم عذاب وجدان گرفتم اما چون می دونستم خودسرزنشی فرکانس پایینی داره سعی کردم از قوانینی که در دوره آفرینش یادگرفتم استفاده کنم،با نگاه مثبت به گذشته و ارزیابی به نتیجه خوبی برسم
متوجه‌ شدم که شخصیت سرزنشگر رو دارم و دفعه بعدی سعی می کنم مکث کنم تا از نیمکره راست مغزم جوابی بهم برسه

سحر مویدی
سحر مویدی
15 روز قبل

سلام امروز من جایی بودم یه آدم بسیار غرغرو کنارم بود
من کلافه شده بودم تلاش کردم صحبت نکنم صبر کنم
اما گاهی جواب میدادم ناخواسته
درنهایت نسبت به قبل از خودم راضی ترم چون صبر وحوصله بیشتری به خرج دادم درمقابل این فرد
اینجا من از دکمه صبر واعراض باهم استفاده کردم

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
14 روز قبل

من احساس میکنم که فرکانس بالا رفته وامشب تو مهمانی بودم وبچه های کوچیک دور من جمع شده بودند بدونه اینکه من کار خاصی بکنم وسعی می‌کردم بامن ارتباط بگیرن ومن دکمه خود ارزیابی زدم ویاد فرمایش استاد افتادم که هرکی فرکانسش بالا باشه بچه ها باهاش ارتباط میگیرن

سحر مویدی
سحر مویدی
14 روز قبل

امروز پسرمن مشغول نگا کردن کلیپ کوتاهی بود من نتونستم وعکس العمل نشون دادم
دفعه بعد از دکمه تفکر وصبر استفاده میکنم

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
14 روز قبل

من یه سفارش کار داشتم وفکر میکردم دویا سه روزه میتونم تحویل بدم ولی مشتری پیام داد وسرقولی که داده بودم باید تحویل میدادم درخواست زودتر تحویل گرفتن کار دست من نبودوذهنم شروع کرد که نمیشه ولی من دکمه تفکر کمتر وتلاش بیشتر زدم خوشبختانه کار تمام شد و تحویل دادن

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
12 روز قبل

من باید عیادت یکی از نزدیکان میرفتم خدا یه دختر کوچولو بهشون داده و ذهن من برام کار می‌تراشید من امروز دکمه تصمیم زدم وباذهنم مقابله کردم و رفتم

سارامظاهری
سارامظاهری
12 روز قبل

امروز ی سفارش خیلی خوبی داشتم و سودش خیلی خوب بود زمانی که میخواستم ارسال کنم نت کلا قطع شد و هرچی تلاش کردم تایم از دست دادم و قطعی نت دست من نبود و دکمه صبر زدم و گفتم حتما خدا بهترش برام در نظر گرفته و بخدا متصل شدم و سپردم بخودش.

مبصری
مبصری
12 روز قبل

امروزداضتم برنامه مالی شهریور رو می‌نوشتم کهیه پیامک از طرف اصناف اومد برای پرداخت… که دست من نبود این اتفاق.
اما دست من بود نحوه رفتارو عکس‌العملم،
کمی شوک شدم ولی بلافاصله با پرهیز ازواگویه‌های ذهنی و کمی تفکر ،راه حل را پیدا کردم.
دفعه بعد با آرامش شرایط را می‌سنجم و پرداخت‌ها را اولویت‌بندی می‌کنم.

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
12 روز قبل

یکی از اقوام نزدیک خیلی با من با گوشه و کنایه حرف میزد ومن تو ذهنم درگیر بودم و ناراحت میشدم چرا اینجوری بامن رفتار می‌کنه رفتار اون فرد دست من نبود ودکمه خود ارزیابی زدم و متوجه شدم من مقصر نیستم ودکمه عمل زدم وبا طرف صحبت کردم و گفتم اگه دوباره با من چنین رفتاری کنه اعراض کرده و قطع ارتباط میکنم

سحر مویدی
سحر مویدی
11 روز قبل

سلام من امروز یه اتفاق افتاد برام باعث عصبانیت شدید من شد فرد دیگری باعثش شد
معمولا تو این موارد بسیار عجولانه رفتار میکنم برای رسیدن به نتیجه تصمیم گرفتم صبر کنم
چون صبر برام کار بسیار سختیه یه روش فردی بهم پیشنهاد داد انجام دادم
روی کاغذ نوشتم خدایا قول میدم یک هفته برای این موضوع صبر کنم
این کار رو برای اولین بار دارم انجام میدم و الان که دارم مینویسم اینجا خیلی خوشحالم که صبر رو انتخاب کردم
ویه اهرم سخت هم برای خودم گذاشتم که خلف وعده نکنم یه هفته ومیدونم انجامش میدم

زهرا خوبان
زهرا خوبان
11 روز قبل

قرار بود مهمونی که از شهرستان اومده بیاد خونمون و من نگران بودم که نکنه سرزده بیاد و از کارهام عقب بمونه تصمیم اونها دست من نبود اما برنامه خودم و عکس العملم دستمن بود و دکمه فکر و تصمیم رو زدم برنامه‌ریزی کردم و بهشون گفتم این هفته کلاس های زیادی دارم و میتونم چهارشنبه ازتون پذیرایی کنم

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
11 روز قبل

من امروز پروسه شغلم به چالش کشیدم ودکمه ارزیابی رو زدم گذشته دست من نبود ولی برای شغلم تصمیماتی گرفتم که دست خودمه

ژاله سلیمی فر
ژاله سلیمی فر
10 روز قبل

امروز رییسم به من که معاون واحد هستم گفت یه نفر جدیدا به حوزه معاونت منتقل شده و جایی براش نداریم پس به طور موقت میاد اتاق تو تا جایی براش پیدا کنند. من به دلایل مختلف با این اتفاق و با رفتار دیکتاتورمآبانه رییسم مخالف بودم. اما رفتار او دست من نبود و به حرف من هم گوش نمی داد. اما رفتار خودم دست خودم بود. من دکمه تفکر کمتر و صبر را زدم و بی خیال این قضیه شدم. حس خوب خودم را حفظ کردم. از خدا خواستم که اتاق مختص خودم و آزادی زمانی و مکانی به من بدهد. همچنین به خدا گفتم من نمیدونم چی پیش میاد و چجوری به خواسته ام میرسم اما تو میدونی و من به تو توکل می کنم و دست تو را باز می گذارم تا آنچه صلاح می دانی وارد زندگی من کنی. از این به بعد هم در همه زندگیم همین کار را تکرار می کنم.

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
9 روز قبل

من قبلاً برای تغییر خیلی گارد داشتم ولی بعد از گذروندن دوره قانون آفرینش سعی میکنم دیدگاه بهتری داشته باشم امروز یکی از نزدیکان زنگ زده بودبامن مشورت کنه راجع به تغییر شغلش من اول خواستم بگم توشغلت تحمل کن درست میشه ولی بعد چند ثانیه صبر بهش گفتم اول زمینه سازی کن بعدتغییر شغل بده که هم دچار مشکلی نشی وهم در شغلی باشی که حال دلت خوب باشه درخواست مشورت اون عزیز دست من نبود ولی من دکمه پرهیز از عکس العمل سریع زدم ودکمه تفکر بیشتر زدم

ملیحه عظیم نژاد
ملیحه عظیم نژاد
9 روز قبل

سلام،امروز در جمعی بودم که راجب به مسایل مختلفی صحبت می‌شد و جملات زیادی به ذهنم میمومد که مطرح کنم و در بیشتر مواقع برای گفتنشون پرهیز میکردم و توی ذهنم بررسیشون میکردم که ایا لازم هست که بگم یا نه،

الهه
الهه
9 روز قبل

چند روز پیش در یک مهمونی خانوادگی دعوت شدم که دست من بود که بپذیرم یا نه چون با آموزش هایی که تا به الان دیدم خیلی سختمه که تو جمع های شلوغ قرار بگیرم اما بخاطر معنویت اون مهمونی پذیرفتم
بعد از اتمام مهمونی دقایقی رو با افراد اون خانواده گفتمان کردیم که یکی از اون افراد خواسته یا ناخواسته به خانواده م توهین کرد که دست من نبود اینجا فوراً دکمه ی تفکرکمتر رو زدم و از دکمه ی پرهیز استفاده کردم به چند دلیل که مهم ترینش این بود که داغ فرزند دیده بود و دیگه اینکه نخواستم به عنوان مهمان باعث دل آزردگی میزبان بشم با اینکه به ناحق توهین کرد و خیلی برام جالب بود که اون لحظه انگار خدا قبلش دکمه ی اتصالم رو زده بود و من فقط با یک لبخند به طرف مقابلم از این موضوع رد شدم چون هرکسی جای من بود و این آگاهی ها رو نداشت قطعا از دکمه ی عکس العمل استفاده میکرد

الهه
الهه
8 روز قبل

چقدر لذت بخشه که اسپانسر زندگیت خدا باشه….ثروتمند بودن فقط به داشتن پول زیاد نیست همینکه از گذشته ت آگاه تر بشی یعنی ثروتمندی و من الان ثروتمندتریم چون آگاهی هایی رو در حال بدست آوردنشونم که دست منه ولی بعضی از مشکلات اقتصادی و مالی دست من نیست که با زدن دکمه های اتصال و صبر، مشکلات آسون تر میشه و خدا اتفاق هایی رو برات رقم میزنه که با زدن دکمه های تصمیم و عمل بر مشکلاتت در حد ممکن پیروز بشی

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
پاسخ به  الهه
8 روز قبل

خداروشکر ما انسانها وقتی به این مرتبه راضیه المرضیه برسیم بهترین ورژن خودمون هستیم خدا روشکر شما به این مرتبه از رضایت رسیدیم ومن با شما هم عقیده ام

الهه
الهه
پاسخ به  فاطمه شاهرضایی
5 روز قبل

ممنون بانوجان…الهی شکر…واقعا بنده با تمام وجودم کلام ناب استاد باشنگ رو زندگی کردم و اینکه باید بخای تا خدا برات بخواه اینجور خدا انسان های عزیزشون در مسیر زندگیت قرار میده که تبدیل بشی به همون آدمی که دلت میخاد

سحر مویدی
سحر مویدی
8 روز قبل

سلام دوستان من یه تجربه خیلی خوب داشتم
برای من یه اتفاق بسیار بد افتاد یک هفته من رو درگیر خودش کرد اصلن نمتونستم قبولش کنم اومدم به خودم نگا کردم گفتم خدایا من همش دارم رو خودم کار میکنم چرا اینقدر تکرار
با یه دوست مشورت کردم متوجه شدم خدا عمدا من رو در این شرایط سخت قرار داد برای اینکه از پیله خودم بیرون بیام
درست زمانیکه پذیرفتمش یهویی اتفاق بد تبدیل به خوب شد
وقتی دارم نگا میکنم مدتها بود خدا هی تکرارش کرد تا ضربه آخر رو به من زد به من بگه باید این کار رو انجام بدی
من شروع کردم ورفتارمو دارم تغییر میدم جز به جز قدم به قدم و واقعا خدا رو شکر میکنم به خاطر اون هفته ی پر چالش اگه نبود اون اتفاق من تغییر نمیکردم
داستان من دقیقا همون شعر پروین در مورد گدا بود که کیسهی گندمش ریخت به جاش طلا دید
تو این اتفاق من از دکمه صبر وتغییر استفاده کردم

ملیحه عظیم نژاد
ملیحه عظیم نژاد
6 روز قبل

سلام،متاسفانه یک مدت است که مادرم با همه ی خانواده از نظر اعتقادی و سیاسی دچار تعارض شده است و من بارها تصمیم گرفتم که نباید با ایشون بحث کنم ولی متاسفانه دیروز دوباره بحث آغاز شد و این اتفاق دست من بودم میبایست دکمه ی عکس العمل ذهنم رو خاموش کنم و پرهیز رو روشن کنم و خودم رو ارزیابی کنم که چه چیزی باعث میشود که من بر تصمیم خود قاطع نباشم،امیدوارم بتوانم در این مورد ذهن خودم رو کنترل کنم

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
6 روز قبل

من معتقدم درکار دیگران نباید دخالت کرد و به این اصل پایبند هستم دیروز یکی از اقوام بمن زنگ زد وبرای ازدواج از من مشورت خواست که این دست من نبود ومن دکمه تفکر بیشتر زدم و زدم وبا توجه به آموزش هایی که دیدم راهنمایی شون کردم چون دخالت اطرافیان نمی‌گذاشت اون فرد تصمیم بگیره

فرشته میر
فرشته میر
6 روز قبل

سلام
مدتی بود بخاطر مشکلاتی که واسم پیش اومده از کلاسهام عقب افتاده بودم هجم زیاد فایلهای گوش نکرده من و سخت مضطرب می کرد.
مشکلات و گرفتاریها پیش آمده دست من نبود
اما رفتار و عکس‌العمل عمل من که دست خودم بود.پس دکمه ی تصمیم و زدم و یه برنامه ریزی کردم و دکمه عمل رو زدم و تلاش بیشتر و زدم و تونستم تو یه هفته تا حد زیادی خودم و به بقیه برسونم
نتیجه هم این شد که از خودم رضایت بیشتری دارم و آرامش هم پیدا کردم.

فرشته میر
فرشته میر
6 روز قبل

سلام
بخاطر مشکلاتی که تو زندگی پیش اومده بود از کلاسهام عقب افتاده بودم و هجم فایلهای گوش نکرده من و مضطرب و عصبی می کرد
مشکلات پیش اومده دست من نبود
عکس العمل من که دست خودم بود
پس اول دکمه پرهیز و زدم و بعد دکمه تصمیم و عمل و تلاش بیشتر و زدم و تونستم با برنامه ریزی و عمل کردن و تلاش بیشتر خودم و به کلاس برسونم
نتیجه این شد که از خودم رضایت بیشتری داشتم و به آرامش رسیدم.

الهه
الهه
6 روز قبل

سلام ونور
امروز بخاطر مریضی پسرم رفتم بیمارستان که برعکس همیشه خیلی شلوغ بود که دست من نبود ولی میتونستم خیلی زودتر نوبت بگیرم که دست من بود که بابت همین نوبت گرفتن خیلی اذیت شدم چون بیمه هم نبود و مجبور شدم از کدملی برادرزاده ام استفاده کنم و همین کارو سخت کرد تا اینکه رسیدم به مرحله ی آخر که نوبت از دستگاه بگیرم و باعجله از پشت دستگاه خودمو رسوندم ولی با تعدادی مراجعه کننده که منتظر بودن تا اینکه یه خانمی در اوج عصبانیت بهم گفت آخر از همه اومدی حالا میخای زودتر نوبت بگیری و زود برو آخر صف و منم گفتم، مگه حرفی زدم که شما اینجور برخورد میکنید چون اون لحظه فقط به این فکر بودم که بچمو برسونم به مطب دکتر و
وقتی دیدم میخاد ادامه بده دکمه ی تفکر کمتر و دکمه ی پرهیز رو زدم و رفتم آخر صف

چیزی که خیلی برام جالب بود زمان ویزیت شدنمون یکی شد طوری که با هم وارد اتاق دکتر شدیم و با هم وارد داروخونه شدیم

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
5 روز قبل

من سال‌های زیادی از عمرم رضایت درونی نداشتم وتلاش زیادی میکردم که زندگی و اطرافیانم روتغییر بدم واین هرگز میسر نمیشد و گذشته دست من نیست ودکمه خود ارزیابی زدم و در مسیر آگاهی شروع به ساختن عادتهای سالم ومفید کردم وتلاش میکنم ودرمورد روزی به این نتیجه رسیدم الرزق رزقان من تلاش میکنم نتیجه دست خداونده وخدا روشکرمیکنم که مسیر آگاهی نصیبم شده

فاطمه شاهرضایی
فاطمه شاهرضایی
5 روز قبل

من همیشه خواسته های خودم آخر لیست خرید میزاشتم وبا آگاهی که تودوره قانون آفرینش یادگرفتم برای خودم ارزش قائل بشم وبرای خرید اولویت بندی میکنم و خواسته خودم لحاظ میکنم چند روز قبل من یه وسیله برای خودم خریدم که امروز پسرم دید وگفت این برای من واونی دارم برای توباشه زیاده خواهی پسرم دست من نبود من اول دکمه ارزیابی رو زدم بعد صبر کردم که عکس العمل سریع نشان ندم ولی نشد ومن بداخلاقی کردم و فعلاً پسرم ازم قهر کرده ولی من از کارخودم ناراحت نیستم

فرشته میر
فرشته میر
4 روز قبل

چند شب پیش با خانواده رفتیم پارک ،من دیرتر رسیدم و جای انتخابی مناسب بچه های کوچیک نبود چون رفت وآمد دوچرخه زیاد بود و این کار من رو بیشتر می کرد ،اولش ناراحت شدم و عکس‌العمل نشون دادم ولی بلافاصله، دکمه پرهیز و تفکر کم و زدم ،و دکمه ی خود ارزیابی من اموزش دیده باید بهتر از گذشته رفتار کنم ،پس تصمیم گرفتم یک شب خوب برای خودم و دخترم درست کنم و تمام شب و کنارش بودم هم مواظبت هم بازی.